محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 88
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
قطرهء باران تو عمان به دل * پيش كف ابر تو دريا خجل هر سخنم عذر سخن گفتن است * طىّ ره عشق تو جان سفتن است مطلبم آن است كه جويا شوم * وز سخن عشق تو گويا شوم ورنه در اين راه سخن ابلهى است * طول سخن در رهت از كوتهى است چون شده زو نسخهء ما ابتدا * ختم نموديم به نام خدا خامه چو اين گوهر معنى نوشت * مهر على در دل و در جان سرشت كلك من اين گوهر معنى چه سفت * اشرف تأليف به تاريخ گفت « 1 » بستم از بند گل بار دگر راحلهها * شد روان باز برويم ز گهر قافلهها پاى پرآبله يك پلّه ز خاكم برداشت * پايهء گوهرم افزود از اين آبلهها نشود تا به دم صبح قيامت آخر * گر كنم از غم هجران تو شبها گلهها
--> ( 1 ) . فضائل السادات / 508 بخشى از اين مثنوى نيز در رسالهء مبطلات صلاة برگه دوم آمده است .